قهرمان ميرزا عين السلطنه

1385

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

پسرهاى معز السلطان - معتمد السلطان محمد رضا خان رئيس دربخانه - محمد صادق خان تفنگدارباشى - آقا محمد امير آخور - شعبان خان ناظر - بنياد خان ناظم خلوت - غلامرضا خان پيشخدمت‌باشى - يوسف بيك كالسكه‌چىباشى - اسد الله بيك آبدارباشى - كربلائى حسين قهوه‌چىباشى - حاجى ميرزا هادى خان فراشباشى - فراش چهل نفر - نايب فراشخانه چهار نفر - جلودار ده نفر - كالسكه‌چى دوازده نفر - سوار قزاق بيست نفر - آشپز ، مهتر ، آبدار ، قهوه‌چى قريب سى نفر مىشود - پيشخدمت و فراش خلوت قريب بيست نفر - مال كرايه قاطر و شتر آنچه حمل بنه آقا را مىكند دويست و سى رأس - اسب سوارى چهل رأس - اسب كالسكه سى رأس - شاطر چهار نفر . تقريبا سيصد مال براى حمل بنه در اردو هست . عمله‌جات و خدمهء همراهان هم هريك به مراتب شأن خود . « 1 » يكشنبه 22 شوال - صبح يك ساعت از دسته گذشته از پاسنگان حركت كرديم . راه اول صاف بود [ بعد ] به ماهور افتاد . از گردنهء كوچكى گذشتيم در قريهء شوراب ملكى اقبال الدوله ناهار خورديم . بلافاصله آقا سوار مىشوند . صحبت با فتح الممالك بىمزه نيست . دمل بعد از آن‌كه دو مرتبه در قم سرباز كرده و جراحت كامل آمد باز سر به‌هم آورده و ماده كرده . صدمه‌اش مىزند . چهار به غروب مانده وارد سن سن شديم . مجير الدوله كاروانسراى خوبى ساخته كه در آن سال نبود . با جناب شيخ و آقاى افخم الملك ، فتح الممالك ، سليمان ميرزا گردش پياده رفتيم . يك نفر رعيت جلو آمده كاشى غليظى حرف مىزد . بىاختيار خنده دست مىداد . شكارى ندارد . دو سه تير به طرقه انداختم . شب در چادر به صحبت گذشت و بىاندازه از اين سفر و مصاحبين خوشحالم ، لله الحمد و المنة . همراهان خودم اسامى همراهان من از اين قرار است : سليمان ميرزا - ميرزا محمود منشى - حسين - محمد بيك - كاظم خان - حاجى خان - على بيك - غلامرضا فراش خلوت - چنگيز خان - على آبدار كه بر پدرش لعنت - محمد ايضا - نايب احمد با چهار فراش - آشپز دو نفر - مهتر دو نفر - مال كرايه بيست و هفت رأس - اسب سوارى نه رأس . دوشنبه 23 - صبح هوا ابر [ بود ] و نم‌نم باران مىآمد . سوار كه شديم كمى شدت

--> ( 1 ) - شرح مسافرت نظام الملك درين مأموريت را افخم الملك نوشته است و من آن را در فرهنگ ايران زمين چاپ كرده‌ام ، جلد 13 ، سال 1344 ، اسامى همراهان در آنجا مختصر تفاوتى دارد ( ا . ا . )